|
گشايش پارسی |
|
فيليدور می گويد پياده قلب شطرنج است. سعی کنيد در جريان مبارزه پياده از دست ندهيد ولی اگر هدف حمله به شاه دشمن است چه اهميت دارد که يک يا چند پياده از دست بدهيم (فلسفه گشايش پارسی). يکی از اصول شطرنج کلاسيک حفظ ساختار پياده ای مناسب می باشد. در فلسفه گشايش پارسی که پايه آن حمله با همه نيروها (سوارها و پياده ها) به شاه دشمن است چه اهميت دارد اگر ساختار پياده ای غير استاندارد شود. حتی پياده های منفرد حمله ور از توان خارق العاده برخوردارند. خواننده گمان نبرد که سيستم گشايش پارسی يک سيستم ضد کلاسيک می باشد بلکه اين گشايش نيز کلاسيک تکميلی می باشد. اکنون به طرح اختلاف گشايش پارسی با گشايشهای کلاسيک می پردازيم.
1- در گشايش کلاسيک شطرنج وزير در حرکات اوليه گسترش نمی يابد بلکه ابتدا پياده های مرکزی به پيش رانده می شوند تا امکان گسترش سوارهای سبک (به ويژه فيل ها) فراهم شود. در گشايش پارسی در حرکت دوم وزير به خانه a4 يا a5 (بر حسب رنگ مهره) گسترش می يابد. مزايای استقرار وزير در اين خانه ها به شرح زير است: الف: هيچ سوار سبکی به زودی نمی تواند به وزير حمله کند. در صورت حمله پياده های دشمن به وزير ، سختار پياده ای حريف تضعيف می گردد. ب: با استقرار وزير در خانه های a4 يا a5 (با توجه به رنگ مهره) عرض چهارم (يا عرض پنجم) توسط وزير کنترل می گردد. موقعيت مهم وزير در عرض چهارم (يا پنجم) حمايتی مناسب جهت پيش راندن پياده ستون g می باشد. اين پيشروی پياده در ستون g حرکت تاکتيکی مناسب جهت حمله به شاه دشمن که معمولاً قلعه کوچک می رود محسوب می گردد. ج: در صورتيکه پس پس از چندين حرکت دشمن ، وزير را در خانه های a4 (ياa5) مورد حمله قرار دهد وزير به خانه c2 يا c7 (بر حسب رنگ مهره) که موقعيت مناسبی (طبق قوانين شطرنج کلاسيک) برای وزير محسوب می شود باز می گردد. 2- در سيستم های شطرنج کلاسيک پس از پيش راندن پياده های مرکزی (دو خانه به جلو) و کنترل مرکز با گسترش سوارها سبک ، شاه در قلعه کوچک يا بزرگ (جای امن) قرار می گيرد و يک يا دو سوار سبک و سه پياده قلعه از آن محافظت می نمايند. در سيستم گشايش پارسی پياده های مرکزی يک خانه به جلو رانده می شوند. فلسفه اين تاکتيک اين است که دشمن برای باز کردن ستونهای مرکزی و حمله به شاه (طبق قوانين شطرنج کلاسيک) نياز به حرکات بيشتری دارد (به خاطر فاصله پياده های حريف که معمولاً در عرض چهارم يا پنجم مستقر گرديده اند). در ضمن اسب ها به سمت مرکز گسترش می يابند و ضمن کنترل مرکز، گوئی مرکز را برای پيشروی پياده ای دشمن مين گذاری می نمايند. شاه در عين حال که می تواند در زمان مناسب (عمدتاً در وسط بازی) به قلعه رود ولی ترجيحاً در مرکز می ماند (قلعه در مرکز!) و به عنوان يک سوار نيرومند در مبارزه شرکت می کند. در ضمن در زمانی که بازی به مرحله پايان بازی نزديک می شود شاه سريعاً به سمت مرکز پيشروی می کند (اگر شاه در قلعه باشد زمان و حرکات بيشتری لازم است تا به مرکز بيايد). اين فلسفه (ماندن شاه در مرکز تا آخرين فرصت) از آنجا ناشی می شود که قواعد مبارزه در شطرنج بسيار شبيه جنگهای کلاسيک قديمی است (جنگ با شمشير و تفنگ و توپ). در اينگونه جنگها همانگونه که تاريخ نيز تأييد می کند پيروزی با لشکری است که شاه آن جنگجو و شمشيرزن است (مانند: نادر شاه افشار ، چنگيزخان و ناپلئون) و از حمله دشمن نمی هراسند. الشاد *(Elshad) آذری تبار اهل روسيه استاد و صاحب نظر در بکار گيری گشايش پارسی می باشد. (مطالب اين مقاله بر گرفته از سايت شه مات مي باشد. OTHER SEMI-OPEN GAMES بازیهای مثل کاروکان و پیرک و دفاع مدرن و اسکاندیناویو |
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط اسداللهی | لينك ثابت |












دیپ فریتس ، رایانه شطرج باز ، در شش مسابقه با قهرمان شطرنج جهان وی را شکست داد.
.netfirms.com/download/schsetup.exe