به نام خداوند جان و خرد

ترس ازهدهدي چرا؟
با سلام و آرزوي توفيق براي همه دلسوزان شطرنج
با اينكه هجمه كارهاي هيأت شطرنج كرج فرصت را بر حقير تنگ نموده امادرج مطالب مندرج در برخي سايت ها در ارتباط با آقاي هد هدي مرا برآن داشت كه مسايلي را جهت شفافيت اذهان عمومي مشخص نمايم.
بي شك انعكاس اخبار و واقعيت هاي شطرنج كشور و نقد سازنده در تعالي و پيشرفت شطرنج موثر بوده و در عملكرد مسئولين نقش اساسي ايفا مي كند. گفتن وافعيت هاي هرچند تلخ اما شفاف در دراز مدت به شيريني مبدل مي شود .
ما منكر نقد سازنده نيستيم اما تخريب بدون سند و مدر ك و جوسازي را نيز به صلاح شطرنج كشور نمي بينيم.
اينحانب نه به عنوان يك مسئول بلكه از جايگاه خدمتگذاري كه از نزديك با واقعيت هاي موجود در شطرنج استان تهران آشنا بوده و با مشكلات دست و پنجه نرم كرده ام خواستم تا اگر از عملكرد
آقاي هدهدي رئيس هيئت شطرنج تهران صحبت مي شود واقعيت هاي موجود را نيز در نظر گرفت .
كساني كه تاريخ مصرف آقاي هد هدي را تمام شده ميدانند بدانند كه چند دلسوز مثل ايشان در شطرنج كشور وجود دارد؟
مطمئنا روحيه نقد پذيري و شجاعت در انعكاس مطالب فوق نه در دفاع از شخص خاص بلكه در انعكاس واقعيت هاي شطرنج ايران موثر خواهد بود . زيرا كه همه ي ما تعالي و رشد شطرنج كشور را مي خواهيم ليكن هر يك به زباني يكي انگور مي خواهد يكي عنب و ديگري اوزم.
گرچه موضع آقاي هدهدي براي كانديداتوري هيئت شطرنج تهران بر من ناشناخته است ليكن اگر ايشان بحث عدم حضور خود را مطرح كرده است چرا سخنان ايشان را شفاف مطرح نمي كنيد. دوستان منتقد چرا عملكرد فردي را زير سوال مي برند كه به قول آنها وجود خارجي درانتخابات تهران ندارد و به عبارتي ترس از هدهدي چرا .
آنچه كه شطرنج ايران با آن دست به گريبان است نگرش سنتي برخي مسئولين به شطرنح است كه بود ونبود آن برايشان تفاوتي ندارد در سيستم و لايه هاي جامعه همچون آموزش و پرورش و ارگان ها و
خانواده ها هنوز بر سر بود ونبود اين رشته بحث است در جايي كه حضرت امام با پيام تاريخي و فتواي مصلحانه ي خود بزرگترين پرچم دار مصلح لقب گرفت و خود را قرباني نمود و فرمود نجات اسلام قرباني مي خواهد برخي مسئولين دايه ي دلسوز تر از مادر و برخي ديگر كاسه ي داغ تر از آش هستند و با سمپاشي و استفاده از عقايد مذهبي و سنتي اصل شطرنج را زير سوال مي برند چگونه انتظار تعالي و پيشرفت داريد.
كدام باشگاه ، كدام مدير صنعتي و كدام مسول شهر و شهردار، كدام برج ساز كدام شورا و... حامي شطرنج است و اگر به دقت بنگريد حاميان شطرنج به شمار انگشتان دست هم نمي رسند.
ما جامعه شطرنج حامي نمي خواهيم اسپانسر نمي خواهيم اما مشكل ساز و سنگ انداز هم نمي خواهيم .
نگاه كنيد كه در برخي موارد شاه مي بخشد و بنده شاه مشكل تراشي مي كند.
در اين شرايط نه آقاي هد هدي و نه هيچ كس ديگر نمي تواند برنامه را آنگونه كه شايسته است پيش ببرد..
در همين وزارت آموزش و پرورش بنگريد كه مسابقات فرهنگيان را به راحتي يك آب خوردن حذف مي كنند و عدم كار كارشناسي چه لطمه ها كه به شطرنج زده است.
به گفته ي مسول مالي وقت فدراسيون (آقاي آقايي) بودجه فدراسيون شطرنج نسبت به سال گذشته كاهش داشته است در حالي كه تعداد متقاضيان داوري مربيگري بازيكنان و ...
به طور طبيعي افزايش مي يابد چگونه مي توان با دستان خالي شعار همگاني كردن شطرنج را سر داد .آيا مي توان با دست خالي به جنگ شير رفت ؟
بسياري از مسئولين هيئت هاي شطرنج استان و شهرستان براي انجام امورات جاري و افرادي به نام اسپانسر مراجعه مي كنند و در مواردي حضيض مي شوند و در بسياري از موارد پيدا كردن حامي واقعي شطرنج پيدا كردن سوزن در انبار كاه است.
دی شيخ با چراغ همی گشت گرد شهر كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
قضاوت در مورد مسولين شطرنج بايد با واقعيت ها و پتانسيل هاي موجود همراه باشد و در غير اين صورت قضاوت صحيح نخواهيم داشت.
آيا درست است كه از بيرون گود فرياد بر آوريم لنگش كن؟
شخص آقاي هد هدي در آخرين جلسه مجمع فدراسيون در نقدمصوبه پيشنهادي كميته مربيان وداوران د ر دفاع ار حقوق سرپرست فني و سرپرست كل مسابقه مطالب سازنده اي را بيان نمودندو در جلسه برگزار شده در مسابقات المپياد ايرانيان در تبريز به طرح جامع و كامل مسابقات سيمولتانه وسيع مبادرت كردند كه قابل تعمق است.
آیا می توان عملکرد ۱۲ ساله یک مدیر را به راحتی آب خوردن زیر سوال برد؟
نقد بايد منصفانه و با در نظر گرفتن محدوديت هاي جامعه و بودجه و امكانات فدراسيون باشد نه منافع شخصی و در پايان بايد به شناخت افراد كانديد شده و برنامه هاي آنها دقت نمود.
بياييم بجاي دلسرد كردن افراد برنامه ها و اهداف كانديداهاي موجود را انعكاس دهيم و براي شكستن فرهنگ انحصار چاره اي بينديشيم كه همه از يك خانواده ايم.
ار کس را داد مردی یک درم آن یکی گفت این بانگوری دهم
آن یکی دیگر عرب بد گفت لا من عنب خواهم نه انگور ای دغا
آن یکی ترکی بد و گفت این بنم من نمیخواهم عنب خواهم ازم
آن یکی رومی بگفت این قیل را ترک کن خواهیم استافیل را
در تنازع آن نفر جنگی شدند که ز سر نامها غافل بدند
محمد رضا اسداللهي
۳۰/۶/۸۷
/
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387 توسط اسداللهی | لينك
ثابت
|