بازی از کجا شرو ع می شود ؟
شاید بارها دیده باشید که دو بازیکن درجه دو درآغاز بازی خیلی سریع مهره ها راجابه جا می کنند و مرحله شروع را پشت سرمی گذارند وبه پوزیسیون وسط بازی می رسند وتازه شروع می کنند به فکر کردن ونبرد واقعی .انگاردرده یا پانزده حرکت اول تکلیف همه چیزروشن است و لزومی به اندیشیدن نیست .
امادر میان شطرنجبازان سطح بالا =مشاهده چنین چیزی غریب است =وحتی گاهی موقعیتهای مضحکی پیش می آید .
مثلا نگاه کنید به این بازی :
سفید:یودیت پولگار
سیاه :بوریس اسپاسکی
بوداپست 1993
1.e4 e5 2.Cf3 Cc6 3.Fb5 a6 4.Fa4 CF6 5.0-0 Fe7 6. Te1 b5 7.Fb3 d6 8.c3 0-0 9.h3 Cb8 10.d4 Cbd7 11.Cbd2
دراین لحظه اسپاسکی فورا11….Te8??بازی کرد=ویودیت پولگارهم با سرعت 12.Fc2??کردوهردوخیلی زود به پوزیسیونی رسیدند که دوباردیگر هم درجریا ن رویارویی به آن رسیده بودند .
12….Fb7 13. Cf1 Ff8 14. Cg3 g6 15. B3
اماچراسیاه این امکان رابه سفید داد:12.F. f7! R. f7 13.Cg5+ وبعد هم 14.Ce6 وچراسقید این برد ساده راکه هیچ بازیکن سطح بالایی ازدست نمی دهد ازدست داد؟
علتش این است که هردو بازیکن درراه رسیدن به پوزیسیون کلیدی بعد از11…Fb7 12.Fc2 Te8 ازریزه کاریهای سرراه خود غافل ماندند .آخرمی خواستند به لحظه ای برسند که ((بازی واقعی ))آغاز می شود .
ولی برای عده ای بازی از همان حرکت اول شروع می شود و حتی برای حرکت اول هم کلی فکر می کنند .داوید برونشتاین در سراسرزندگی درخشان شطرنجی اش معمولا برای حرکت اولش پانزده دقیقه فکر می کرد .فریتس زمیش (که واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه به نام اواست )به خاطر فکر زیاد در حرکت اول شهرت داشت و مثلادر جواب 1.d4حتی 45دقیقه فکر می کرد تا1….Cf6 بازی کند .
برونشتاین می گفت : ((من این طور بازی می کنم =مثل نقاشی که می خواهد تابلو بکشد .))ولی علت قضیه در نزدهمه هنری نیست =بلکه بعضی از شطرنجبازان منظور خاص ازاین کار دارند .مثلامی خواهند وتنمود کنند که آماده نیستند وحریفشان نفهمد که تدارک دیده اند .استاد بین المللی نیکولای مینف دربرابربابی فیشردر مسابقه تیمهای بلغارستا ن وآمریکا در المپیاد 1966چنین کرد =اما کاری از پیش نبرد وباآنکه تدراک کافی در شروع فرانسوی دیده بود در حرکت سی وچهارم باخت .
یک بار هم میلا نماتولوویچ در تورنمنتی در سال 1961در برابر پاول کرس یک ساعت فکر کرد تا 1.e4 رابا1….e6جواب دهد .
در مسابقات شهر گورکی 1989 شطرنجبازی روسی به نام اوتیموف در برابر آلکسی ویژماناوین به حرکت 1.d4 آنقد ر جواب ندادتابالاخره پرچم ساعتش افتاد .
به هر حال وقتی 1.e4می کنید وحریفتان به فکر فرو می رود نمی دانید در ذهن اوجه می گذرد .همین امر سبب شد تا دو شطرنجباز برجسته تاریخ تا آخر عمر دشمن یکدیگر شوند .لف تراوین از پیشکسوتان شطرنج در پترزبورگ و دوست قدیمی آلخین =تعریف می کرد که خصومت آلخین و نیمزوویچ از چه وقت شروع شد .
در یکی از تورنمنتهای بزرگ قبل از جنگ جهانی اول =کارلسباد 1911 = آلخین که تازه لقب استادی گرفته بود می بایست بامهره سیاه با نیمزوویچ بازی کندکه یک ستاره شناخته شده بین المللی بود .هردو در زمان مناسب به پشت میز خود رفتند =دست دادند =ونیمزوویچ فورا به فکر فرو رفت .آلخین از جا برخاست =ازسالن خارج شد =مجله های کیوسک روزنامه فروشی نزدیک سالن را نگاه کرد =مجله ای خرید =برگشت ودیدکه نیمزوویچ هنوز دارد فکر می کند .بالاخره بعد از 20 دقیقه =نیمزوویچ حرکت 1.e4را بازی کرد .آلخین برای تراوین تعریف کرد که ((فهمیدم که جنگ روانی در کار است ومی خواهد 20دقیقه به من آوانس بدهد =چون من دانشجویی 19ساله ام .گفتم خیال کردی آرون ایسایویچ نیمزوویچ ! حالاببین!))
آلخین گفت که ((نشستم اما حرکت نکردم .مجله خواندم .نیمزوویچ عصبی شد =از صندلی برخاست =برگشت =دوباره رفت =بازهم برگشت =تابالاخره زمانهایمان مساوی شد=ومن حرکت 1….e5راانجام دادم.))
بقیه بازی که 70حرکت طول کشید و مساوی شد =باواقعه خاصی همراه نبود .اما نیمزوویچ ازاینکه آلخین مجله خوانده بود بسیار عصبانی شده بود .ازآن پس =این دو دیگر هیچگاه باهم دوست نشدند .
ولی اگر قهرمان جهان 30دقیقه دیر به سالن مسابقه بیاید (آن هم دردور اول ودرمقابل حریفی که گربه سیاه اوست )عذرش کاملا موجه است
سفید:شلشتر
سیاه :لاسکر
پترزبورگ 1909
1.e4 e5شلشتر ناراحت نشد که لاسکر 30دقیقه تاخیر کرده است =بخصوص آنکه لاسکر پنج سال بود در هیچ تورنمنتی بازی نکرده بود و احتمالاآمادگی بازی در تورنمنت رانداشت .وقتی لاسکر پشت میزخود نشست =شلشتر برخاست =به باغ مجاور رفت وکمی قدم زد=وبرنگشت تا زمان طرفین مساوی شد .شلشتر نمی خواست برتری ناعادلانه داشته باشد .واین دیدار نیز به تساوی رسید .
سفید :مارشال
سیاه :ماروکسی
لیک هوپاتکونگ 1926
1.e4 e6 2.d4 d5 3.Cc3دراینجا ماروکسی 45دقیقه فکر کرد (حرکتی که در این پوزیسیون انجام می دادمشخص بود )چه شده بود؟بعدا از ماروکسی پرسیدند به چه فکر می کرده .مارو کسی گفت که به پوزیسیون فکر نمی کرده =بلکه بیشتر به فکر این بوده که چرا مارشال پس از سالها 1.d4باز یکرده است .مارشال که به تازگی گشایشهای خود رابسط داده بود و به شاخه هایی نظیر گامبی جناحی در دفاع سیسیلی روی آورده بود =حتما برای دفاع فرانسوی هم چیزی آماده کرده بود .
همچنان که زمان می گذشت =ماروکسی سعی می کرد به یاد آورد درآن یکی دوسال درکجاها بازی کرده وچه ایده هایی علیه دفاع فرانسوی داشته است .اندرسن در خاطرات خود نوشته است : ((سرانجام ماروکسی دریافت که در ذهن مارشال چه می گذرد ))….((وتصور کرد که 45دقیقه وقت خود رابیهوده مصرف نکرده است ))ومارشال بعداز بازی گفت که حدس ماروکسی درباره تدارک او درست بوده است چون من به واریاسیونی جدید رسیدم وکسی هم نتوانست اشکال آن را نشان دهد.
ولی ماروکسی با بازی ساده اش اشکال کار من رانشان داد .))
منبع ماهنامه شطرنج ایران